ما را در سایت دل نوشته های مرد تنهای الشتری دنبال میکنید
برچسب: هیچ, نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:45
زمین هنوز گرد است و می چرخد و من نیز در دورانم


باد کنکی خواهم ساخت با هزار بند در دست همه بچه های شهرم
اگر باد بیاید
ما را در سایت دل نوشته های مرد تنهای الشتری دنبال میکنید
برچسب: بادکنک, نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:45
باد امد با خود رایحه عشق اورد
ومن حریصانه نسیم عشق را میبلعم تا در عمقی ترین سلولهایم جای گیرد.
زندگی زیباست چون خدا همیشه هست .خدایی که وقتی به دورترین نقطه اسمان به امید دیدنش می نگرم از رگ گردن به من نزدیک تر است .خدایا خدا پرستی مگر این نیست که جز تو به کسی ایمان نداشته باشم و جز تو از کسی مدد نخواهم و جز با دردم را با کس نگویم و جز تو دست نیازم به سوی کس دراز نباشد ؟ اگر چنین باشد من پارسای شهرم و عاشقانه تو را می پرستم و دوستت دارم . ممنون خدا
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۶ساعت 10:6 توسط |
دل نوشته های مرد تنهای الشتری ...
زیر پوستم یه چیزی مثل یخبندان است .گویی انفجاری در راه است .باید ضامن قلبم را بکشم و پرتاب کنم به انسو که زامبی ها می خندند .
ما را در سایت دل نوشته های مرد تنهای الشتری دنبال میکنید
برچسب: انفجار, نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:45